X
تبلیغات
رایتل
دست نوشته های جلب مریم
 
قالب وبلاگ

من خوبمممممممممممممم. همه چی خوبه. نگران من نباشید. ین روزا خیلی وقت کم میارم. یعنی زدم تو کار کلاس خیاطی و خانومی شدم برا خودم. 

داستان از اینجا شروع شد که  زیر بغلهای حوله لباسی همسرم پاره شد. منم که هنرمند همچین زیر بغلهاش  جمع کردم و دوختم که دیگه آستینش تو دستش نرفت. وقتی پوشید ترکیدم از خنده.  

سعید: 

من:  

فقط نگام کرد. بهش گفتم خوب  چیه؟  بیا برات آستیناش و میکنم اونوقت میتونی بپوشیش!! 

یه دفعه دیگه هم همچین خشتک شلوارشو دوختم که خودم از خودم نا امید شدم   

خلاصه شوهرم با مهربونی تمام ازم خواهش کرد که مریم جون بهتر نیست بری کلاس خیاطی   .  هم حوصله ات سر نمیره هم یه چیزی یاد میگیری.  

مظورش این بود که آخه چی بهت بگم زن؟ ورداشتی حوله حمامم و همچین درز گرفتی که  دستم توش نمیره.برو کلاس حداقل یه چیزی یاد بگیری .چهار سال درس خوندی چه فایده. یه حوله بلد نیستی بدوزی!!! 

تو این یک ماه دامن یاد گرفتم و بلوز زنونه.  سعید چند شب پیش بهم میگه به قسمت ترمیم شلوار مردونه نرسیدین؟ خندم گرفت گفتم نه. نه دامن خشتک داره نه بلوز.  تازه کلاس لباس مردونه دوزیش جداست. کلا استعداد دارم در حدددددددددد خودم!!!!! 

[ شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1392 ] [ 02:57 ب.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ