X
تبلیغات
رایتل
دست نوشته های جلب مریم
 
قالب وبلاگ

سلاممممممممممممم. خوبین؟ ببخشین که این روزا خیلی کم رنگ شدم. واقعا دست و دلم به نوشتن نمیاد. از تک تکتون معذرت میخام. و ممنون که بیادم بودین و از حالم جویا شدین.

دیروز رفتم اصفهان نوبت دکتر داشتم. مطب خیلی خلوت بود. سریع نوبتم شد....بعدش رفتیم تو اصفهان ی چرخی خوردیم و چند تا فروشگاه و پاساژ و گشتیم ولی قیمتاش بی اندازه گرون بود و اصلا نمی ارزید.منم که ی دختر خوب هیچی نخریدم.


ظهر شد و من هوس بریونی کردم جاتون خالی رفتیم کنار بیشه و بریونی با نون سنگک و سبزی خوردن و پیاز و لیموی تازه با نوشابه خوردیم. جاتون خالی خیییییییییییییلی خوشمزه بود.اومدین اصفهان حتما بریونش و امتحان کنید.


بعدشم رفتیم  پارک صفه و دو ساعتی اونجا بودیم و بعدش رفتیم سپاهان شهر بطرف سالن همایش. ی همایش بهبود روابط زوجین از طرف محل کار سعید گذاشته بودن که ساعت 3 شروع میشد.


از بس من و سعید خندیدیم ترکیدیم. میگفت کارای مثبت شوهراتون و بهشون بگین. میکروفن داده بود بین جمعیت که مثلا تو بحث شرکت کنن. زنها خیلی با مزه از شوهراشون تعریف میکردن ولی تهش ی چیزی میگفتن که خرابش میکردن. مثلا کار خوب شوهرش این بود که جلو مادر شوهر و خواهر شوهرم ازم تعریف میکنه وقتی میان خونه مدام تکرار میکنه که چه کار خوبی کردی شوهرمممم که از من تعریف کردی و رو مخ شوهره اینقد راه میره تا دعواشون میشه و همه چی خراب میشه!!!!


خلاصه کلی خندیدم و ی استراحت و پذیرایی کوتاهی بود که ما تو این فاصله چون خسته بودیم و خوابمون میومد در رفتیم و به سوی فروشگاه رفاه کناری رفتیم و خواب از سرمون پرید....


خدایا شکرت ممنون که همسرم همه تلاششو میکنه برای خوشبختی و ارامش من....ی دنیا ممنون عشق قشنگم. برام دعا کنید همین. این روزا محتاج به دعاهای قشنگتونم.ممنون

[ سه‌شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1393 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ