X
تبلیغات
رایتل
دست نوشته های جلب مریم
 
قالب وبلاگ

دیروز وقتی داشتم آماده بیرون رفتن میشدم رفتم تو اتاق خواب که دیدم واااااااااااااااااای این دیگه کجا بود؟؟ یهو شکه شدم.  موندم چیکار کنم؟ رفتم مگس کش و بیارم که تا اومدن من بیکار ننشست و رفت چسبید به کنار سنگ زیر چوب لباسی. منو میگی لجم در اومد.  آخه میکروب این همه جا.  

 

گفتم چرا وقتی سعید  هست نمیری اون گوشه موشه ها حالا که من هستم برا من شرایط سخت ایجاد میکنی    . خلاصه زنگ زدم به سعید: 

 

سعید: جونم .....

من: نق نق 

سعید: چی شده گلم؟ 

من: خیلی نققققققققققققق 

سعید: چی شده خب ؟

من: هان. دوباره سوسک 

سعید: فقط همین. خب بکشش 

من: شرایط سخت 

سعید: کجاست مگه؟

من: چسبیده به سنگ کف چوب لباسی  

بازم من: حالا چیکار کنم؟   نققققققققق نققققققققق  

 

سعید: اول یه نفس عمیق بکش.  آرامش خودتو حفظ کن.   با اعتماد به نفس کامل مگس کش و بیار و بکشش   

من: ا. سوسک کشتن از کی تا حالا اعتماد به نفس میخاد؟ حالا که اتاق و پر سم کردم اونوقت دیگه مسخرم نمیکنی.   

سعید: نه ه ه ه ه ه ه . سم نریزیا ( آخه منم سم میریزما. از فاصله شونصد متری نصف سم و خالی میکنم) 

من: میترسم بپره 

سعید: نه نترس اینا  روزا راه میرن شبا میپرن !!!

من: نخیرم. اینا زنها رو که میبینن میپرن مردا رو که میبینن راه میرن. 

سعید: خب بکشش. خبرشو بهم بده که برات یه جایزه بخرم.

من: باشه. برام دعا کن. چاره دیگه ای ندارم. باااااای  

من: اول یه روسری بلند پوشیدم که اگه پرید تو موهام نپره. بعدش مگس کش و برداشتم و اینقد فحش دادم تا روحیه اش تضعیف شد یکم خودشو نشون داد ولی بعد رفت تو کیف دستیم که کنار چوب لباسی بود. منو میگی.... 

 

خلاصه با هزار جیغ و داد اومد بیرون منم تا میخورد زدمش.    مگس کش منم از این خیلی مدلیاست که جک و جونورا کیف میکنند میزنیشون. منم شجاع!! تمام اعتماد به نفسم تو یه ضربه بود که فایده نداشت. به هر زحمتی بود کشتمش. 

 

بعد زنگ زدم به سعید گفتم منم زن شجاع.  کشتمش.   آب قند لطفا.....  

بعد رفتم با کاغذ فلش درست کردم از دم در ورودی تا محل حادثه. و کلی صحنه جرم و براش بازسازی کردم.حیف عصر خونه نبودم ببینم چه عکس العملی داشت.

[ چهارشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1392 ] [ 07:38 ق.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ