X
تبلیغات
رایتل
دست نوشته های جلب مریم
 
قالب وبلاگ

تقریبا دو هفته پیش دختر عمه ام زایمان کرد و یه دختر کوچولوی ناز و توپول سه کیلو و ۷۰۰ گرمی به دنیا آورد. ولی متاسفانه پرستارای بی وجدان خیر ندیده تو بینی و دهن بچه رو کامل تمیز نکردن و باعث شد حال بچه خراب بشه. 

و بعد از ده روز بچه مرد. اینقد غصه ام شد. اینقد حالم گرفته شد. بیچاره دختر عمه ام. ۹ ماه انتظار و سختی. درد زایمان. و نهایتا با کوتاهی پرستارا بچه از دست رفت. تو این ده روز بیچاره خوراکش شده بود گریه. 

خواهرش تعریف میکرد وقتی میخاستن خاکش کنند بچه اش بغل کرده بود و میگفت: مامان چقدر دلم میخاست بغلت کنم. خنده هات و ببینم. نوازشت کنم و......... 

حالم خوب نیست. خدایا ما رو با مرگ عزیزانمون امتحان نکن. خدایا به همه بچه های سالم و صالح بده. خدایا به مادرش صبر بده تا وقتی لباس و اتاق بچه اش و میبینه با صدای بلند صداش نکنه و گریه کنه... 

 

امروز دهمین ماهگرد ازدواجمون و فردا تولدمه. ولی اصلا حوصله ندارمممممممممممممم.

[ یکشنبه 9 تیر‌ماه سال 1392 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ