X
تبلیغات
رایتل
دست نوشته های جلب مریم
 
قالب وبلاگ

امروز خوشحالم.چراشو نمیدونم. یعنی نمیدونم بخاطر کدومش خوشحالم؟ 

دیروز با آقای همسر رفتیم گلخونه کلی گل خریدیم کلی تو گلخونه عکس گرفتیم. بعدم چون حیاطمون باغچه نداره رفتیم روی پشت بوم و کلی گل و گیاه کاشتیم توی صندوق خیلی خوشگل شد. پر از گلهای رنگارنگ. 

احساس میکنم خیلی با این گل و گیاها انرژی گرفتم.بقیه گلها رو هم چیدیم روی راه پله خونمون. درو که باز میکنم بوی گل خفم میکنه!!!

شایدم دلیل خوشحالیم این باشه که مامان بابای گلم زحمت کشیدن و برام عیدی آوردن. هنوز بعد سه روز دلم نمیاد دست به آجیلها بزنم و تزئینشون و بهم بزنم. 

مامان بابای مهربونم هیچوقت ازتون اینجا تشکر نکردم. ولی امروز میخام با شرمندگی بسیار منو بابت همه بدیهام که کم هم نیست ازتون معذرت خواهی کنم و بگم بابت تمام خوبیا و مهربونیاتون که نفهمیدم تشکر کنم. ایشالا بتونم بقیه راه و درست برم و جبران بدی های قبلمو بکنم. 

شایدم به خاطر نزدیک شدن به عید و حال و هوای عیده. و البته نزدیک شدن به روز رفتن به مکه. وای خدا جون بخاطر حس قشنگ امروزم ممنون. 

 

[ شنبه 26 اسفند‌ماه سال 1391 ] [ 11:24 ق.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ