سلام به همگی.از خوشحالی دارم بال در میارم
چون امتحانی که قرار بود امروز بدم لغو شد دیروزبعد از ظهر وقتی امتحان اندیشه دادم تا شب غصه میخوردم که من چه طوری تا شب ده تا درس زبان بخونم
تلویزیون داشت اعلام میکرد که فردا مقاطع تحصیلی دبستان و ........... تعطیل میباشد یه آه از ته دلم کشیدم همه برگشتند نگام کردند گفتند چی شده چرا آه میکشی؟
گفتم چی میشد میگفتند فردا دانشگاه واسه ترم اولی ها تعطیله (نو نهالان
گرامی امتحان ندارین برین خوش باشین)
داداشم خندش گرفت گفت فقط ترم اولی ها
!!!!!!!!!
کاش میگفتند ترم آخری ها هم تعطیلند
!!!!!!!!!!!
گفتم: آره خوب ما گلهای نو شکفته باغ علم و دانش هستیم.
اگه یه موقع خدایی نکرده زبونت لال یه بلایی سر من بیاد تو دیارغربت(منظور30دقیقه راهه از خونمون تا دانشگاه) کی به داده من میرسه.

دانشگاه هم که مگه با 500 تومن بیمه ای که از ما گرفته چی کار میتونه بکنه. نهایت کمک های اولیشون اینه که یه لیوان آب قند بدند دستت که از سرما قندیل نبندی
.مثلا افتادی زمین پات شکسته ولی همون آب قند و میدند بخوری. خوب با امکانات موجود و منابع مالی خیلی محدود کاره دیگه ای نمیشه کرد
.

و این شد که امروز نه من امتحان دارم نه داداش جون جونیم.. شما که نمیدونین من پس فردا امتحان اقتصاد دارم واز بس کتاب و خوندم اصلا نمیدونم کجا گذاشتمش. ایشالا ین حوادث مترقبه یا مترغبه(کسی نیست املا درستش و ازش بپرسم) نصیب همه بشه.


هورااااااااااااااااااااااااااااا(این مال خودم) 



هورااااااااااااااااااااااااااا(این مال داداشم)



